فلسفه سه پرسش سقراط

هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد! در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟ سقراط پاسخ داد:"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."مرد پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم. اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنيده ام."سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست. حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بني ها

شهادت دختر مكرم نبي اسلام ، حضرت انسيه حورا ، فاطمه زهرا (س) را به محضر

حضرت وليعصر ارواحنا فداه و به عموم شيعيان جهان تسليت عرض مي نماييم .

فرهنگ القاب حضرت زهرا (س)

نامگذارى نوزاد تنها رسمى ديرينه در ميان بشر نيست، از سنتهاى خدايى است كه با آفرينش نخستين آفريده، همراه بوده است. «آدم‏» و «حوا» اولين نامهاى بشرى است. بعد از آن نيز لازم‏ترين و مهمترين چيزهايى كه به آدمى آموخته شد اسمهايى چند بود. وعلم آدم الاسماء (پروردگار به آدم اسمهايى آموخت.)

پس از آن، بشر براى برقرارى روابط خود هيچ راهى جز نامگذارى اشخاص و اشيا نداشت. چه اينكه گفتگوها و آموختنهايش جز از طريق شناخت نامها ميسر نمى‏شد.

در اين ميان، نامگذارى افراد آدمى از اهميت ويژه‏اى برخوردار بود و چنين معلوم مى‏شود كه بعضى اسمها از سوى خداى متعال براى افراد نهاده شده است. از جمله نام فرزند حضرت زكريا7 است كه پيش از تولد، از سوى خداوند، يحيى خوانده شد. فهب لى من لدنك ... سميا (1) [زكريا گفت]: پروردگارا، برايم ياور و جانشينى قرار ده كه از من و آل يعقوب ارث برد و او را مورد رضايت‏خويش گردان. (خداى متعال به وى فرمود:) تو را به داشتن فرزندى به نام يحيى بشارت مى‏دهيم كه قبل از او كسى را به اين نام ننهاده بوديم.

اين در حالى است كه براى بانو حضرت صديقه طاهره(س) نامها و القابى است كه برخى آسمانى‏اند و از سوى آفريدگار تعيين شده و بعضى از سوى برگزيدگان الهى.

ادامه نوشته

ترجمه خطبه 202 نهج البلاغه

از سخنان امام عليه السلام است‏روايت‏شده كه:اين سخن را امام(ع)در كنار قبر فاطمه عليها سلام،سيده زنان جهان،به هنگام دفن او فرموده،و گويا با پيامبر(ص)سخن مى‏گويد

اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از جانب من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و به‏سرعت‏به تو ملحق شده است،سلام

اى پيامبر!از فراق دختر برگزيده و پاكت پيمانه صبرم لبريز شده و طاقتم از دست‏رفته....

اما پس از رو برو شدن با مرك و رحلت تو هر مصيبتى به من برسد كوچك است(فراموش‏نمى‏كنم)با دست‏خود تو را در ميان قبر قرار دادم،و هنگام رحلت‏سرت بر سينه‏ام بود كه‏قبض روح شدى،«فانا لله و انا اليه راجعون‏»:«ما از آن خدائيم و به سوى او باز مى‏گرديم‏».

(اى پيامبر)امانتى كه به من سپرده بودى هم اكنون باز داده شده و گروگان باز پس‏دادم،اما اندوهم هميشگى است و شبهايم همراه بيدارى!تا آندم كه خداوند سر منزل تو راكه در آن اقامت گزيده‏اى برايم انتخاب كند،به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت‏كه امتت در ستم كردن به وى اجتماع كرده بودند،سر گذشت وى را از او بى‏پرده بپرس وچگونگى را از وى خبر گير!وضع اينچنين است در حاليكه هنوز فاصله‏اى با زمان حيات‏تو نيفتاده و يادت فراموش نگرديده!

سلام من به هر دوى شما باد!سلام وداع كننده!نه سلام كسى كه يا خشنود يا خسته دل‏باشد، اگر از خدمت تو باز مى‏گردم از روى ملالت نيست!و اگر در كنار قبرت اقامت‏گزينم نه بخاطر سوء ظنى است كه وعده نيك خدا در مورد صابران دارم!

توضيح:

مرحوم شريف رضى در اينجا فاطمه(ع)را به عنوان‏«سيدة النساء»آورده‏لذا ايجاب مى‏كند كه ما هم مدرك اين گفته و هم مدرك سخن امام(ع)رايادآور شويم.

اما اينكه‏«فاطمه‏»«سيده نساء»عالمين است اين تعبير با همين لفظ يالفظى كه اين معنا را مى‏رساند بطور تواتر از پيامبر رسيده است اما از طريق شيعه‏كه در آن ترديدى نيست،و اما از طرق برادران اهل تسنن فقط در اينجا به‏قسمتى از مدارك معروف آنها اشاره مى‏كنيم.

1-«بخارى در«صحيح‏»خود ج 4 ص‏247 در كتاب‏«بدا الخلق‏»و در ج 8ص‏89 كتاب‏«الاستئذان‏».

2-«مسلم‏»در كتاب‏«صحيح‏»ج 8 ص 142 در كتاب‏«فضائل الصحابه‏»«باب فضائل فاطمه بنت النبى‏»و در ص‏143.

3-امام احمد حنبل در كتاب‏«مسند»ج 5 ص 391 و در ج‏6 ص 282.

4-ترمذى در كتاب‏«صحيح‏»خود ج‏306«باب مناقب الحسن و الحسين‏»

5-«نسائى‏»در كتاب‏«الخصائص‏»ص 34.

6-«حاكم‏»در كتاب‏«مستدرك‏»ج‏3 ص‏156.

7-«ابو نعيم‏»در كتاب‏«حلية الاولياء»ج 2 ص 42.

8-«ابن ماجه‏»در صحيح خود در باب‏«ما جاء فى ذكر مرض النبى‏».

9-«ابو داود طيالس‏»در«مسند»خود ج‏6 فى احاديث النساء.

10-«ابن عبد البر»در كتاب‏«استيعاب جزء 4 ص‏363.

11-«ابن اثير»در كتاب‏«اسد الغابه‏»ج 5 ص 522.

12-«ابن حجر عسقلانى‏»در كتاب‏«الاصابه‏»ج 4 ص‏367.

13-«محب طبرى‏»در كتاب‏«ذخائر العقبى‏»ص‏43.

14-«متقى هندى‏»در كتاب‏«كنز العمال‏»ج‏6 ص‏153 و ج‏7 ص 111.

و بسيارى ديگر نيز همين معنى را نقل كرده‏اند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه زهرافرمود تو«سيدة نساء عالمين‏»هستى.

طبق آنچه در كتاب‏«كافى‏»ج 1 ص 458 آمده است فاطمه پنجسال بعداز بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از همسرش خديجه تولد يافته و به هنگامى كه سن او به 18سالگى و 75 روز رسيد از دنيا رخت‏بر بست آن حضرت 75 روز پس از پدرش درنهايت‏حزن و غم و اندوه زنده بود.

اما مدارك سخن امام(ع).

1-«كافى‏»ج 1 ص 458.

2-«دلائل الامامة‏»طبرى ص‏47

3-«مجالس مفيد»ص 165

4-«امالى طوسى‏»ج 1 ص 108.

5-«كشف الغمه‏»«اربلى‏»ج 2 ص‏147.

6-«تذكرة الخواص‏»«سبط ابن جوزى حنفى‏»ص 318در اين مدارك آمده است كه على(ع) پس از آنكه فاطمه زهرا را دفن كردرو بسوى قبر پيامبر نمود و اين سخن را ايراد فرمود.

(مصادر نهج البلاغه ج‏3 ص‏93-97)

السلام عليك يا رسول الله‏از اين جمله و ما بعد آن كه خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و امام(ع)با وى‏مطالبى در ميان ميگذارد روشن مى‏شود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از مرك نيز با عالم‏دنيا ارتباط دارد و سخنان اشخاص را مى‏شنود يعنى همانگونه كه در روايات‏اهل تسنن و شيعه آمده:كسانى كه به او سلام مى‏كنند سلام آنها را مى‏شنود و پاسخ‏مى‏گويد.

بنا براين كسانى كه مى‏گويند پيامبر پس از مرك،ارتباطش با دنيا قطع‏مى‏شود هيچگونه خبرى از اين جهان ندارد سخنى نادرست گفته‏اند.

معرفی کتاب

عنوان : پندهاي آسماني

پانصد آيه و حديث پيرامون موضوعات مختلف زندگي

مولف : اسدالله محمدي نيا

محل نشر : قم

ناشر : سبط اكبر (ع)

تاريخ نشر : 1386

تعداد صفحات : 288 ص

قيمت : 17000 ريال

تيراژ 5000 نسخه

چاپ: غدير

موضوعات : 1 .اسلام و قران 2 . اسلام و احاديث معصومين (ع)

شابك : 4 - 35 - 7936 - 964

شماره رده بندي ديويي : 0844092/955

شماره رده بندي كنگره :

DSR 1693

سرزمين هاي جدا شده از ايران در 200 سال گذشته

آخرين نقشه بين المللي ايران پيش از جدا شدن سرزمينهاي تاريخي آن ، انتشارات تامسون (1814)

سرزمین های جدا شده از ایرا ن در طول 196 سال گذشته 

با توجه به تهديد هاي مرزي موجود عليه تماميت ارضي ايران بد نيست به اين نكته اشاره كنيم كه سرزمين كنوني ايران، تنها سي درصد از ناحيه‌اي وسيع است كه در تاريخ با نام‌هاي‎ «ايران‌زمين»،«ايران‌بزرگ » يا «ايرانشهر» و در ‏جغرافيا با نام «فلات ايران» شناخته مي شود. ترفند ها و دسيسه هاي بيگانگان و سستي پادشاهان بي كفايت گذشته بخش هاي زيادي ازاين سرزمين كهن را در طول فاصله كوتاه 196 ساله از ايران بزرگ جدا نمود كه مروري بر چگونگي هر يك از اين جدايي ها به رغم تلخي بسيار براي ميهن گرايان ايراني جهت الزام جديت و حساسيت ما دست كم براي حفظ سرزمين هاي باقيمانده موجود بسيار آموزنده خواهد بود..

گستره سرزمين‌هاي جدا شده از ايران در قراردادهاي تركمانچاي،گلستان،آخال،پار يس و... به قرار زير است:

سرزمين هاي جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد هاي گلستان و تركمانچاي با روسيه(1813 و 1828 م.)

آران و شروان: 86600 كيلومتر مربع؛

ارمنستان: 29800 ك .م؛

گرجستان: 69700 ك.م؛

‎داغستان: 50300 ك.م؛

اوستياي شمالي: 8000 ك.م؛

چچن: 15700 ك .م؛

اينگوش: 3600 ;ك.م

جمع ‏كل: 263700 كيلومتر مربع

سرزمين‌هاي جداشده ايران شرقي براساس پيمان پاريس و پيمان منطقه اي مستشاران انگليسي

هرات وافغانستان: 625225 ك.م؛

بخش‌هايي از بلوچستان و مكران: 350000 ك.م؛

جمع كل: 975225 كيلومتر مربع

سرزمين‌هاي جداشده ‏ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پيمان آخال با روسيه(1881 م.)

تركمنستان: 488100 ك.م؛

ازبكستان: 447100 ك.م؛

تاجيكستان: 141300 ك.م؛

‎بخش‌هاي ضميمه شده ‏به قزاقستان: 100000ك.م؛

بخش‌هاي ضميمه شده بهقرقيزستان: 50000 ك.م؛

جمع كل: 1226500 كيلومترمربع

سرزمين هاي جداشده جنوب خليج فارس بر اساس پيمان منطقه اي مستشاران انگليس

امارات:83600ك.م:

بحرين:694 ك.م:

قطر:11493ك.م:

عمان:309500ك.م:

جمع كل: 405287كيلومتر مربع

مساحت سرزمين‌هاي جدا شده از ايران دروني به همراه دو سوم كردستانات (كه در دوره صفويه به اشغال عثماني در آمد و بعد ها در بين سه كشور تركيه،عراق و سوريه تقسيم شد) به مساحت تقريبي 200000ك.م. و نيز عراق به مساحت 438317ك.م. در جمع حدود 3.5 ميليون كيلومتر مربع بالغ مي شود كه اين مقدار تجزيه يك كشور در كل تاريخ ايران و دنيا بي سابقه است.

منشا برخی از ضرب المثل های فارسی

آب از سرچشمه آلوده است
روزي عبدالعزيز از خلفاي بني‌اميه از مردي اهل شام پرسيد: فرمانداران من در شهر با مردم چگونه رفتار مي‌كنند؟ مرد شامي با تبسمي رندانه جواب داد اگر آب در سرچشمه صاف و زلال باشد در نهرها و جويبارها هم صاف و زلال خواهد بود. اما در شهر ما آب از سرچشمه گل‌آلود است. عمربن عبدالعزيز از پاسخ صريح و كوبنده مرد شامي به خود آمد و درسي آموزنده آموخت.

آب زيركاه
در قديم قبايل ضعيف براي آنكه بتوانند دشمن قوي را مغلوب كنند چاره‌اي جز مكر و حيله براي مبارزه و مقابله با دشمن را نداشتند. لذا در مسير دشمن، باتلاقي پر از آب حفر مي‌كردند و روي آب را با كاه طوري مي‌پوشانيدند كه هيچ كسي تصور نمي‌كرد ممكن است زير كاه آبي وجود داشته باشد.
ايجاد اين گونه باتلاق‌هاي آب زير كاه فقط در كنار روستاها و مناطق كشاورزي امكان‌پذير بود تا موجب شك دشمن نشود و با خيال راحت و بدون دغدغه خاطر در آن گذرگاه پوشيده از كاه گام بردارد و درون آب زير كاه غرق شود.

آبشان از يك جوي نمي‌رود- پته‌اش روي آب افتاد
در قديم كه شهرها لوله‌كشي نشده بود مردم براي تامين اب مورد نياز خود از اب رودخانه يا چشمه يا قنات، كه در جوي‌هاي سرباز جاري بود استفاده مي‌كردند. به اين ترتيب كه اول هر ماه، يا هفته‌اي يك بار حوض و آب انبارها را با آب جوي كوچه پر مي‌كردند. سد كوچكي از جنس چوب به نام پته در داخل جوي خيابان يا كوچه قرار مي‌دادند تا آب را به مقدار مورد نياز به داخل حوض و آب انبارخانه يا باغ جريان دهند. معمولاً دو نفري از يك جوي آب مي‌بردند از همديگر راضي نبودند و غالباً بين دو شريك دعوا مي/ شد كه در اصطلاح گفته مي‌شد آبشان از يك جوي نمي رود.
در سالهاي كم آبي و خشكسالي كه مردم بيشتر به آب احتياج داشتند، افرادي به حقوق ديگران تجاوز كرده و از آب نوبتي سوء استفاده مي‌كردند. آنها براي رسيدن به اين مقصود خود نيمه‌هاي شب كه تمام افراد محله آرام و آسوده خوابيده بودند و كسي متوجه آب دزدي آن شخص نمي‌شد، در داخل جوي پته مي‌بستند و آب را به سمت خانه خود مي بردند، ولي گاهي با فشار آب پته از جاي كنده مي‌شد و روي آب مي‌افتاد و خانه‌هاي پائين‌تر پته را بر روي آب مي‌ديدند و چنان قشقرقي به پا مي‌كردند كه شخصي كه مرتكب اين كار شده بود، آبرويش بر باد مي‌رفت.

آدم كلاه خود را قاضي كند
شخصي سروكارش به محكمه قاضي كه مي‌كشيد، پيش از آنكه به محكمه قاضي برود در خانه كلاه خود را جاي قاضي مي‌گذاشت و او را قاضي فرض مي‌كرد. و آنچه را كه مي‌بايست در حضور قاضي بگويد براي كلاه مي‌گفت تا خوب در خاطرش بماند و نزد قاضي سخني به ضرر خود نگويد.

آش نخورده و دهان سوخته
روزي شخصي به خانه يكي از دوستانش رفت. صاحب‌خانه آش داغي براي او آورد. مهمان هنوز دست به سفره نبرده بود كه دندانش درد گرفت و از شدت درد، دست را جلوي دهانش گرفت. صاحب‌خانه به خيال اينكه چون مهمان عجله كرده و مهلت نداده تا آش سرد شود دهانش سوخته است، به او گفت: اگر صبر مي‌كردي آش سرد مي‌شد و دهنت نمي‌سوخت. مهمان كه از شنيدن حرف صاحب‌خانه، عرق شرم بر پيشانيش نشسته بود در جواب صاحب‌خانه گفت: بله آش نخورده، دهان سوخته.

از اين ستون به آن ستون فرج است
حاكمي بي‌گناهي را به اتهام قتل محكوم به اعدام كرد و جلاد را مامور بريدن سر آن بيچاره نمود. جلاد او را به قتلگاه برد و به ستوني بست تا سر از تنش جدا كند. بيچاره در برابر جلاد شروع به گريه و زاري كرد و از او درخواست نمود كه وي را باز كند و به ستون مقابل ببندد. جلاد او را باز كرد و از اين ستون به ستون مقابل بست. اتفاقاً آن روز پادشاه از آن ميدان عبور مي‌كرد كه ديد جمعيت زيادي آنجا جمع شده‌اند. علت اجتماع را پرسيد، چون از ماجرا آگاهي يافت دستور داد آن مرد را پيش او ببرند. مرد بيچاره توانست در حضور سلطان بي‌گناهي خود را ثابت كند و از مرگ نجات پيدا كند.

اشك تمساح مي‌ريزد
در گذشته معتقد بودند كه غذا و خوراك تمساح بوسيله اشك چشمش تامين مي‌شود. بدين ترتيب كه هنگام گرسنگي به ساحل مي‌رود و مانند جسد بي‌جان ساعتهاي زيادي بر روي شكم دراز مي‌كشد. در اين موقع اشك لزج و مسموم كننده اي از چشمانش خارج مي‌شود كه حيوانات و حشرات به طمع تغذيه بر روي آن مي‌نشينند. بعلت لزج بودن اشك تمساح نمي‌توانند از دام آن نجات پيدا كنند و با هر بار به مقدار كافي حيوان و حشره در دام اشك تمساح مي‌افتند، تمساح به يك حمله آنها را مي‌بلعد و مجدداً براي شكار كردن طعمه‌هاي ديگر اشك مي‌ريزد.

الف را نمي‌گويم جانم خلاص
كودكي را هر چه ملا تنبيه مي‌كرد كه بگويد الف نمي‌گفت. از كودك پرسيدند مگر گفتن الف اين همه زحمت دارد كه نمي‌گويي؟ گفت: الف گفتن كاري ندارد. اما بعد از آن ب را بايد بگويم و بعد پ را تا ي از همان ابتدا الف را نمي‌گويم و جانم خلاص.

اين را كه زاييده اي بزرگ كن. زاييدن بعدي پيشكشت!
دختر كم سن و سالي را عروس كردند. آرايش‌گر به آرايش او مشغول شد. چون خواست زير ابرويش را بگيرد دختر دردش آمد و صدايي از او در آمد و شرمنده شد. آرايش‌گر براي اينكه عروس را از شرمندگي بيرون آورد گفت: عيبي ندارد. اين علامت اين است كه زود زايي و فرزندت هم پسر خواهد بود. دختر گفت اگر اين‌طور هست يكي ديگر هم حاضر دارم. آرايش‌گر گفت: حالا اين را كه زاييده‌اي بزرگ كن. زاييدن بعدي پيشكشت!

لعن الله قاتلی فاطمه الزهــــرا

سالروز شهادت حضرت ام ابيهـا ، فاطمه زهرا (س)

 تسليت باد .

نسل گوگل و كتابخانه ها

 

كتابخانه های حاوی مجموعه هايی از آثار چاپی، از ديرباز محل دنج و مناسبی برای پژوهش و مطالعه محسوب می شدند. اما با ورود انفجارگونه اينترنت و نشريات الكترونيكی به عرصه مطالعات، همه روزه شمار بيشترى از كاربران به كتابخانه های همگانی پشت می كنند و به صفحه رايانه رو می آورند. بنا به پژوهشی كه اخيرا به رهبری دكتر "ايان رولاندز"، استاد دانشگاه لندن( University College London) در بريتانيا انجام شده است، كتابخانه ها بايد همگام با زمانه ديجيتال جلو بروند، وگرنه ممكن است درشان برای هميشه بسته شود.

اين پژوهش توصيه می كند كه كتابخانه ها دسترسی به منابع ديجيتال و اينترنتی را تسهيل كنند تا برای كاربران، به ويژه آن دسته از پژوهشگرانی كه پرورده عصر ديجيتال اند، مفيدتر باشد.

اين پژوهش روش های استفاده از اطلاعات و جستجوهای اينترنتی افراد را موشكافی كرده است. اين نخستين تلاش برای تحقيق اين ادعاست كه "نسل گوگل" - افرادی كه بعد از سال ١٩٩٣ به دنيای تحت سلطه اينترنت آمده اند – از منابع اطلاعات الكترونيكی به نحوى متفاوت با نسل های ماقبل خود كار می گيرد. پژوهشگران می خواستند دريابند كه نحوه جستجوی اطلاعات چه گونه می تواند بر نتايج جستجو اثر بگذارد.

كاربران خرد و بزرگ در جريان اين تحقيق شيوه نامنظم جستجوی اطلاعات را به نمايش گذاشته اند. آنها غالبا به صفحات معدود اينترنتی سر زده اند و برای خواندن محتوای آن صفحات وقت كمتری گذاشته اند. پژوهشگران حدس می زنند كه اين نوع رفتار می تواند معلول پيچيدگی سامانه (سيستم) اطلاع رسانی كتابخانه و مهارت ضعيف كاربر در جستجوی اطلاع باشد.

در اين پژوهش آمده است كه برخلاف باور غالب، افزايش ميزان دسترسی به فناوری های مختلف به رشد توانايی های نسل جوان در جستجو و ارزيابی اطلاعات اينترنتی نينجاميده است.

افراد جوان مايلند پيش از همه از جستجوگر هايی مانند گوگل و ياهو كار بگيرند و معمولا اين دو جستجوگر تنها ابزار آنها برای پيدا كردن اطلاعات است. آنها از درك دقيق نيازهای پژوهشى شان عاجز اند و غالبا پيدا كردن راهكارهای بهتر و موثرتر جستجو برايشان دشوار است. اين گروه برای ارزيابی صحت و سقم و اعتبار اطلاعات نيز وقت زيادی نمی گذارد.

دكتر رولاندز می گويد، بسياری از كاربرهای جوان جستجو در منابع رايانه ای كتابخانه ها را كسالت بار می دانند. به گفته وی، كودكانی كه پس از انفجار بزرگ اينترنتی به دنيا آمده اند، فاقد نقشه ذهنی فضای اطلاعاتی هستند و اين كمبود روی توانايی آنها در جست جو و ارزيابی اطلاعات تاثير می گذارد.

دكتر رونالدز در باره خودش می گويد: "زمانی كه كودك بودم، ساعت ها را در كتابخانه مركزی شهر پليموت سپری می كردم. از اين رو من از فضای اطلاعات درك روشنی داشتم، چون با شكل و نمای فيزيكی كتابخانه آشنا بودم و ظاهر اشيای آن را می شناختم. بزرگی يك مجموعه از مجموعه ديگر را بطور بصری می ديدم و حس می كردم. فرهنگ ها، نقشه ها و آمار رسمی، هر كدام در كتابخانه جا، حس و ظاهر خاصی خود را دارد. اين حالت به من كمك می كرد كه از منابع اطلاعات و نحوه كاربرد آنها تصور دقيقی داشته باشم."

به گفته دكتر رونالدز، اكنون اين خطر واقعی وجود دارد كه كودكان نقشه ذهنی فضای اطلاعاتی را به كلی از دست بدهند. آگاهی آنها از محتوای اصلی كتاب هايی كه كتابخانه ها به شكل الكترونيكی درآورده اند، بسيار اندك است. آنها به طور غريزی دگمه گوگل را می زنند، چون اين جستجوگر ساده و قابل پيش بينی است. اما معمولا از صفحه دوم فراتر نمی روند و از اطلاعات متنوعی كه گوگل بيرون می ريزد، معجون نامتجانسی گيرشان می آيد كه به دقت ارزيابی نمی شود. دكتر رونالدز از اين كه جوانان كمتر قادر به تميز اطلاعات موثق از ناموثق هستند نگران است.

به نظر دكتر رونالدز، كتابخانه ها بايد منابع الكترونيكی و ديجيتال خود را ساده تر و سازمان يافته تر كنند و بكوشند كه نحوه استفاده از آنها را به كاربران خود ياد دهند.

لين بريندلی، مدير عامل كتابخانه ملی بريتانيا در لندن، با استقبال از اين پژوهش گفته است كه اين كتابخانه با استفاده از يافته های پژوهش دانشگاه لندن به مقابله با چالش موجود خواهد رفت.

كتابخانه ملی بريتانيا در صدد است همه روزنامه ها و كتاب هايش را ديجيتال كند. بدين منظور كارمندان آن آموزش اينترنتی می بينند. بريندلی می گويد: "اگر ما دست به كار نشويم، به حاشيه رانده خواهيم شد و ديگر كسی سراغ منابع خوب ما را نخواهد گرفت. در حالی كه كتابخانه ها نقش بسيار با ارزشی دارند كه هيچ نهاد ديگری از پسش بر نخواهد آمد."

مدير عامل كتابخانه بريتانيا می افزايد: "اين كه نسل جوان سواد فنی بيشتر و سواد اطلاعاتی اندك دارد، چالشی است كه كتابخانه ها و آموزش و پرورش بايد با آن دست و پنجه نرم كنند. دانشجويانی كه مايلند فقط از گوگل كار بگيرند و داده های آن را به عنوان وحی منزل بپذيرند، در واقع به مردمی كه در عصر اقتصاد ديجيتال به مهارت های بيشتر نياز دارند، بدخدمتی كرده اند."

به اعقاد لين بريندلی، كتابخانه ها دارای غنای مضمونی هستند كه خلاقيت را بر می انگيزد و با استفاده از آنها می توان تحقيقاتی مكمل انجام داد و عضو فعالی از جهان ديجيتال امروز بود. 

منبع : www.jadidonline.com